جشنواره فیلم فجر 44؛
جسارت «جسور» در طرح چهره معترض مردمی/ ماجرای پشت پرده پتروشیمی عیان شد
خبرنگار: ونوس بهنودماجرایی که حدود شش سال پیش در صنعت پتروشیمی، کارشکنان را رسوا کرد اینبار در فیلم «گیس» عنوان شد.
به گزارش خبر فوری، بازنگری در اخبار ما را به آتش سوزی در پتروشیمی مارون میرساند. اتفاقی که حریقی جزئی بود اما به گفته تهیه کننده فیلم گیس در آن مقطع زمانی پتروشیمیهای امیرکبیر و جم را تحت تاثیر قرار داد. باید قطعهای وارد میشد که یک سال زمان میبرد با این حال تعدادی از دانشمندان تصمیم به بازسازی پتروشیمی کردند موضوعی که دست کارشکنان و عاملان اصلی حریق را عیان ساخت.
این کارشکنی دستاویز فیلم گیس به کارگردانی محسن جسور است. اما هر چند معتقد است چون در فیلم خود دروغ نگفتی ممیزی شامل حالش نمیشود، جسور در سایه طرح یک معضل اجتماعی و سیاسی قهرمانی از جنس اعتراض مردمی را نشان میدهد که شاید خوشایند برخی نباشد.
این قهرمان در چند سکانس ابتدای فیلم حضور دارد و بعد از تلاش برای اطفای حریق میمیرد اما به جای شهید معرفی شدن، در فیلم نامهای به دست خانوادهاش میرسد که به دلیل اعتراضهایی که در حین سفر وزیر به پتروشیمی داشته تعلیق شده است.
مخاطب اضطراب و فقر را فهمید
فیلم محسن جسور پژوهش خوبی را پشت سرگذاشته هر چند در گره گشاییها ضعف دارد. در روایت داستانی باورپذیر است و در عین حالی که قهرمان معرفی میکند اما رنگ سفید مطلق برایشان قائل نیست.
قهرمانان داستان جسور شخصیتهایی هستند که در برخی جاها فریب خوردهاند و در برخی جاها اشتباه کردهاند اما گناهی که تعمدی نیست در ذهن مخاطب بخشیده میشود.
این فیلم توانسته اضطرابی که در زندگی کارگران پتروشیمی و حتی مهندسان و مدیریت آن حاکم است را به مخاطب انتقال دهد. درد بیپولی و عرقهای روی پیشانی کارگر را نشان دهد و دلیل اصلی اعتراض را بیان کند. نقطه شروع و نقطه پایان داستان به خوبی با تعیین تکلیف شخصیتها ترسیم شده است اما همچنین برخی رفتارها قابل پذیرش نیست. از بیش از حد بچه تهرانی بودن شخصیتهای زن داستان در بندر ماهشهر تا بومی نبودن هیچ یک از مدیران پتروشیمی. بازیگران در برخی مواقع رفتاری دارند که در ادامه پاسخی به مخاطب در قبال آن ارائه نمیدهند. نرگس با بازی الهه حصاری لیست خرید 6 ماهه را میخواهد اما عجیب است که به تخلفات پی نمیبرد.اکتهای بچه گانه و قهرهای مداوم این شخصیت مدام در ذوق میزند. خرید پتروشیمی با آن عظمت بدون هیچ فیلتری و به سادگی انجام میشود و به نظر میرسد حتی یک کارمند فرصت تخلف دارد و درست در زمانی که سمیر شیر اصلی را میبندد و همه از اتمام انفجار خوشحالند او با یک انفجار میمیرد.
جسور میتوانست ویرایشهای بهتری در داستان خود اعمال کند و شسته رفتهتر این موضوع مهم را بیان کند.
چهره مقبول گمنامان امنیت اقتصادی
در وضعیتی که مهندس یکی یکدانه پتروشیمی بازسازی خود را در بن بست میبیند، در وضعیتی که دستهای پشت پرده در حال فساد و دست بردن در قطعات پتروشیمی هستند، نیروی امنیتی با بازی حامد بهداد در ابتدا با چهرهای به ظاهر یکدنده و متعصب و در نهایت قاطع و بیتعارف وارد میدان میشود.
حامد بهداد بازی مختصری در این فیلم دارد اما به تناسب کاراکتر سینمایی که همواره در بازیهای وی دیده میشود، قاطع است و با هیچ کس حتی مسئولان رده بالا تعارف ندارد.
در واقع این شخصیت است که متوجه پاکدستی عدهای و تخلفات عدهای دیگر میشود. جسور توانسته در فیلم خود تصویری از عملکرد نیروهای حافظ امنیت اقتصادی نیز ارائه دهد. به مانند دست غیبی که حق را به حق دار میرساند، پایان این فیلم همان است که هر کارگر سختی کشیدهای میخواهد.
مرجان، با بازی بهنوش طباطبایی، کارمندی که قطعات معیوب را وارد پتروشیمی کرده دیگر چهره این فیلم است که بازی سرزنده و تاثیرگذاری از او دیده نمیشود. مشخص نیست چرا به سادگی به جرایم خود اعتراف میکند و درست لحظهای که گمان میکنیم از دست پلیس فرار کرده با پای خودش باز میگردد. چنین سرنوشتی یکی از ایرادات فیلم جسور در شخصیت سازی است. انتظار میرود کارگردان رعشههایی از فرار تعدادی از افراد متخلف را در روان مخاطب باقی بگذارد. چرا که در غیر این صورت مخاطب آن را با واقعیت همخوان نمیبیند.
و در پایان باید پرسید آیا فیلم گیس ارزش بیش از یک بار تماشا را دارد؟ شاید بیشتر بینندگان بگویند یکبار حتماً اما نیازی به تکرار نیست.