در بزنگاه عقلانیت؛ بودجه، امنیت و اولویتهای خوزستان
در سیاست، زمانبندی به اندازه موضعگیری اهمیت دارد. یک سخن، اگر در وقت درست گفته نشود، میتواند بهجای حل مسئله، خود به مسئله بدل شود. امروز خوزستان دقیقاً در چنین مقطعی ایستاده است؛ مقطعی که بیش از هر چیز به عقلانیت، همدلی و تمرکز بر اولویتهای واقعی نیاز دارد، نه کشاندن فضای استان به منازعات کمثمر سیاسی.
پس از اجرای سیاست ارزی جدید دولت با هدف مهار فساد، رانت و ویژهخواری ناشی از ارز ترجیحی، کشور با یک شوک طبیعی اجتماعی و اقتصادی مواجه شد. همزمان، اغتشاشات دیماه نیز آزمونی جدی برای مدیریت استانها بود. خوزستان، با وجود همه حساسیتهای تاریخی، اجتماعی و معیشتی، در اغلب شهرها این دوره را با آرامش نسبی و بدون لغزشهای پرهزینه پشت سر گذاشت؛ نتیجه ترکیبی از مدیریت میدانی، شناخت اجتماعی و پرهیز از رویکردهای هیجانی. این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت.در چنین شرایطی، حضور سید محمدرضا موالیزاده، بهواسطه نفوذ و مقبولیت اجتماعی، خود به عاملی برای آرامش و ثبات استان بدل شده است.
این سرمایه اجتماعی، در روزگاری که کشور زیر فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی و جنگ روانی دشمن قرار دارد، یک دارایی کمهزینه و راهبردی است؛ داراییای که باید تقویت شود، نه فرسوده.اکنون، همزمان با این شرایط پیچیده، کشور وارد فصل تدوین و تصویب بودجه شده است؛ فصلی که برای استانهایی مانند خوزستان، تعیینکننده مسیر یکسال آینده در حوزه اشتغال، زیرساخت، جبران عقبماندگیها و ترمیم شکافهای توسعهای است.
در چنین بزنگاهی، هر دقیقه از انرژی مدیریتی استان ارزش دارد. هر انحراف از اولویتهای اصلی، بهمعنای فرصتسوزی است.با این همه، طرح برخی مباحث صرفاً سیاسی، کلیدزدن پرسش و تفحصها بدون پیوند روشن با مسائل فوری استان و کشاندن فضای مدیریتی به تقابلهای کمحاصل، نهتنها کمکی به منافع مردم نمیکند، بلکه ناخواسته تمرکز استان را برهم میزند. پرسش و نظارت حق نماینده است، اما سیاستورزی مسئولانه، تفاوت میگذارد میان «نظارتِ مسئلهمحور» و «مناقشهسازی در زمان نامناسب».خوزستان امروز بیش از هر زمان دیگر به همصدایی نیاز دارد؛ همصدایی میان دولت، مدیریت استان و نمایندگان.
این همصدایی نه بهمعنای حذف نقد، بلکه بهمعنای اولویتدادن به منافع عمومی بر منازعات سیاسی است. نقد، وقتی در خدمت حل مسئله باشد، سازنده است؛ اما وقتی بهجای اصلاح، فضا را ملتهب کند، خود به مانع توسعه بدل میشود.
واقعیت این است که آرامش اجتماعی، نتیجه تصادف نیست. محصول مدیریت، اعتمادسازی و شناخت میدان است. تضعیف این آرامش، آن هم در شرایط فشار خارجی و در آستانه تصمیمهای مهم بودجهای، بازی با سرمایهای است که بهسختی بهدست آمده است.امروز، خوزستان بهجای جدالهای بیثمر، به اجماع بر سر مطالبات واقعیاش از دولت نیاز دارد؛ به صدایی واحد در فصل بودجه، به تمرکز بر اشتغال، معیشت، محیطزیست و زیرساخت.
هر مسیری جز این، هرچند پرهیاهو، در نهایت به زیان همان مردمی تمام میشود که همه مدعی دفاع از آناناند.سیاست، گاه نه در حمله، که در خویشتنداری معنا پیدا میکند. و شاید مهمترین مسئولیت امروز، حفظ آرامش، تمرکز و همدلی برای عبور کمهزینه از این مقطع حساس باشد.