تمایز غیرانتفاعیها: از تور اروپا تا کلاس یوگا و چرتکه/ لاکچری بودن هم موفقیت کنکوری نداشت
خبرنگار: ونوس بهنودزندگی تحصیلی لوکس، پیشنهاد فریبنده غیرانتفاعیها است. موضوعی که به جای آموزش علمی دانشآموز به ترویج حسرت و خودکم بینی منجر شده است.
به گزارش خبر فوری، در غفلت و ناتوانی قابل توجه وزارت آموزش و پرورش، خصوصیسازی مدارس طی دهههای اخیر با افزایش قابل توجه همراه بوده است. تا جایی که بر خلاف قانون اساسی، آموزش دیگر رایگان نیست و مدارسی شکل گرفته که برای واو به واو درس دادن از دانشآموز پول طلب میکند.
در ابتدای شکل گیری غیرانتفاعیها معضل جدی لوس بارآمدن دانشآموز و پاسخگو نبودن او به دلیل همین هزینه کردها بود. معلم از بیکفایتی علمی رنج میبرد و دانشآموز به واسطه پولی که پرداخت میکرد نمره دلخواهش را طلب داشت.
اما سیاهچاله کنکور که هر دانشآموزی را در نهایت میبلعد موجب شد تا مدارس غیرانتفاعی با وسوسه رتبههای برتر وارد بازار آموزشی کشور شوند.این مدارس دست موسسات کمک کنکوری را از پشت بستند و خودشان شدند بانی برگزاری آزمون و انتشار کتاب کمک درسی.

زمانی که مهران مدیری در سریال طنز هیولا به این مسئله پرداخت دور از واقعیت جامعه حرف نزده بود. مدارس غیرانتفاعی با بزک دوزک آموزش روز به روز فربهتر شدند و به دلیل اینکه بخشی از ناتوانی در تأمین فضای آموزشی دانشآموزان را پوشش میدادند در فهرست آموزش و پرورش نیز به رسمیت درآمدند.
اما امروز معضل جدی غیرانتفاعیها و مدارس نمونه دولتی چیست؟
یکی از شهروندان میگوید: دخترش دانشآموز ابتدایی است و گفته است برای دوره متوسطه میخواهد به غیرانتفاعی برود که برنامههای فوق برنامه متنوع دارد.
او با گلایه از الگوی غلط مدارس غیرانتفاعی اضافه کرد: چرا باید مدرسه تور کرهگردی و اروپاگردی برپا کند. کلاس موسیقی، رقص، شنا و یوگا برگزار کند و یا حتی اتاق مافیا داشته باشد؟
شهروند دیگری میگوید هزینه مدارس غیرانتفاعی که تنوع فوق برنامه دارند بسیار بالا است و فقط خانوادههای مرفه میتوانند آن را تأمین کنند.
وی که در ثبت نام فرزند خود قادر به نام نویسیاش در یکی از این مدارس نشده است، افزود:متاسفانه به حدی در ذهن بچهها تثبیت شده که مدارس دولتی به درد نمیخورد، پسرم هنوز که هنوز است از درس خواندن در دولتی گله دارد.
این اظهارات در حالی است که در واقع غیرانتفاعیها از آب گل آلود ضعفهای مدارس دولتی به بهترین شکل بازاریابی کردهاند. از روی هم سوار شدن 40 دانشآموز ابتدایی در یک کلاس، آزار و اذیت دانشآموز و حتی تنبیه بدنی، بیتوجهی معلمان به یادگیری دانشآموز و یا ترغیب دانشآموز برای حضور در کلاسهای خصوصیاش و بیتوجهی مدارس دولتی به نیازهای پرورشی کودکان و ماندن در برنامههای تاریخ مصرف گذشته نسلهای قبل موجب شده تا غیرانتفاعیهایی که به عنوان مثال کلاس یوگا، چرتکه و رباتیک برگزار میکنند، جذابتر باشند.

سوال این است که پاسخ به نیازهای فریبنده میتواند تضمین موفقیت علمی او باشد؟ اگر کنکور را به عنوان ملاک این ارزیابی قرار دهیم، سال گذشته غیرانتفاعیها و دولتیها هر دو شکست خوردند.
روزنامه فرهیختگان بعد از کنکور امسال گزارشی منتشر کرد و نوشت: «اطلاعات به دست آمده از ۳۷ رتبه برتر گروههای آزمایشی امسال، نشان میدهد که در مجموع ۷۸ درصد آنها در مدارس سمپادی درس خواندهاند. در این میان سهم غیرانتفاعیها ۱۰ درصد و سهم نمونهدولتیها هم ۸ درصد بوده است. در اینجا باید بد نیست بار دیگر موضوع عدم عملکرد قابل قبول مدارس دولتی در کسب رتبه قابل قبول اشاره کرد؛ مدارسی که هر چند سهم بالایی در تحصیل دانشآموزان دارند، اما نمیتوانند مسیر امنی برای رسیدن آنها به تحصیلات آکادمیک باشند. همچنین نگاهی جزئیتر به ۳ گروه اصلی یعنی ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی وضعیت را متفاوتتر هم میکند؛ چرا که ۷۷ درصد نفرات برتر این گروهها جزء دانشآموزان سمپادی بودهاند.

وقتی این آمار را در کنار ۳۰ داوطلب برتر سال گذشته قرار دهیم، نشاندهنده رشد ۴ درصدی مدارس سمپادی است؛ چرا که در آزمون سال گذشته در مجموع ۷۳ درصد نفرات برتر ریاضی، علوم انسانی و تجربی از صندلی مدارس سمپاد خودشان را به دانشگاه رسانده بودند. نگاهی به وضعیت مدارس مابقی نفرات برتر ۳ گروه آزمایشی هم نشان میدهد که ۱۳ درصد آنها در مدارس غیرانتفاعی و ۱۰ درصد نیز در مدارس نمونه دولتی تحصیل کردهاند. عملاً هیچ داوطلبی از مدرسه دولتی عادی نتوانسته بود خودش را به جمع برترینها برساند.»
آمارها و واقعیت جامعه نشان میدهد، لوکس و لاکچری بودن در مدرسه مسیر موفقیت و دانشافزایی نیست. همچنان که دور ماندن از قافله روز دنیا نمیتواند آدمی را به موفقیت برساند. شاید کنکور امسال یک تجربه عملی از این واقعیت مهم است که مسیر پیشرفت، هدایت صحیح تلاش فردی دانشآموز است نه فریب یا عقب نگه داشت او.
نظام طبقاتی درکشور حاکم شده . الان چندساله اکثر قبولی رشته پزشکی و دندانپزشکی رو فرزندان افراد ثروتمند و سیاست مداران و سهمیه ای ها تشکیل میدن
مطمئنی مدرسه واقعا ربطی به پذیرش سهمیه ای ها و دولتی ها داره؟
در آماری که داده اید مدارس دولتی هییت امنایی را جدا نکرده اید که بیش از یک سوم مدارس دولتی را تشکیل داده و شهریه می گیرند . با هیأت امنایی شدن ۲۵ درصد کل مدارس ( یک سوم مدارس دولتی ) و با توجه به اینکه ۱۵.۶ درصد از مدارس کشور غیردولتی هستند، بیش از ۴۰ درصد مدارس کشور ذیل سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و مشارکتهای مردمی قرار خواهند گرفت . وبهترین دبیران نیز به ترتیب در مدارس سمپاد ( تیز هوشان ) غیر انتفاعی . غیر دولتی و دست آخر دولتی تدریس می کنند و نهایتا اینکه پول همه سرنوشت فرزندان این مملکت رو تعیین می کند
مشکل فقط مدارس غیردولتی نیستند . بیشتر دانش آموزان تیزهوشان هزار تا کلاس رفتند و قبول شدند و کسایی که کلاس نرفتند اگه رفته بودند شانس قبولی بیشتری داشتند
این ربطی ندارد هدف این مدارس جذب افرادی هست که تلاش می کنند در هر صورت همه کسانی که با فقط کلاس زیاد قبول شدن حذف می شوند من خودم دانش آموز همین نداریم ما سال پیش ۱۴ نفر اخراجی دهم داشتیم
اگه مشکل از غیرانتفاعی هاست و عدالت را برهم زده ، عدالت را با برداشتن سهمیه های ۲۵ درصد و ۵۰ درصد که رتبه ی ۱۰۰۰۰ رو ۱۰۰ میکنه فکر کنید
میشه چرت ننویسید ، درباره مدرسه ای در بالای شهر تهران صحبت نکنید در مدرسه ی ما شهریه ۱۲ ملیون تومان است و فرقی با دولتی ندارد
متاسفانه رشته پزشکی و دندانپزشکی خیلی متقاضی داره ولی وزارت بهداشت عمدا ظرفیت رو پایین نگه داشته و بدلیل وجود رانت و اختلاف طبقانی رشته های تاپ پزشکی تقریبا مال سرمایه داران و آقازاده ها و سهمیه ای ها شده
کدوم سرمایه دار دقیقا؟بین من نوعی دهک دهم عادی و آقازاده اختلاف دهک اول و دهم وجود داره
یعنی همه باید پزشک بشن؟
معلمان دلسوز وباتجربه به مدارس دولتی منتقل کنیم از امکانات
مدارس غیر دولتی درمدارس دولتی استفاده کنیم دانش اموز را
تشویق به درس خواندن واز مرحله ابتدایی برای کنکور اماده کنیمباید نسلی را تربیت کرد که فقط فکرش پزشک شدن نباشد باید نسلی را تربیت کنیم
که درتمام زمینه ها سرامد باشد
اول انقلاب قرارهای دیگری داشتیم ولی بعد چه طور شد
اوایل انقلاب همه نمیخواستم پزشک بشن الان همه میخوان پزشک بشن
چرا بعد از انقلاب همه میخواهند پزشک بشن؟جواب این سوال خودش یک معضل در حکومت هست که اختلاف طبقاتی میان رشته هارو در پی داشته
به نظرم مدارس غیر انتفاعی مشکل هستند اما نیز همسان و نمونه دولتی تنها جاهایی هستند که نخبه و دانش آموز کار آمد تحویل میدن
این نمونه بارزی از بی عدالت اجتماعی است وقتی آن بزرگوار گفت رفتیم فرزندمان را ثبت نام کنیم دیدیم مدرسه در شآن بچه ما نیست خودمون رفتیم مدرسه درست کردیم و این تخم لق مدارس جور وا جور کاشتهشده و مدارس طبقاتی و دسته بندی جامعه شروع شد
پسرم سمپاد هفتم بود درش آوردم اصلا درس نمی دادند می گفتند پژوهشی هستیم عملا باید خودتون بیرون کلاس خصوصی بردارید اون دانش آموز سمپاد هم با هزار کلاس خصوصی قبول شده و فقط زیر پرچم سمپاد رفته واقعیت چیز دیگه ای هست . الان انگار نون تو حمایت از سمپاد هست که کلی پول رو تو جیب موسسات قبولی سمپاد بریزید .
حالا مگه چی درس میدن؟ فقط ریاضی و علوم تازه همینم درس نمیدن که بچه یاد بگیره
از اون ورم که همه پدر و مادرا میخوان که بچشون پزشک بشه غافل از اینکه نمیدونن بچشون تو چه رشته ای استعداد داره
کاش به جای این افکار به بچشون درس زندگی کردن یاد میدادن
ببخشید ولی میشه چرت نگی؟ من غیرانتفاعیم ولی ما رو محلم نمیدن چه برسه به اینکه ببرن مون کره گردی و اروپا گردی شما فقط از بیرون میبینین او بالاشهرای تهران میبینین وگرنه شهریه اونقدر زیاد نیست و اونجوری امکانات نداریم حالا شاید یک سال درمیون یه معلم خوب پیدا کنیم
من خودم الان غیرانتفاعی درس میخونم محض اطلاع باید بگم نه از کلاس یوگا هبری هست و نه از تور اروپا و اتفاقا از مدارس دیگا هیلی بیشتر بعمون سخت میگیرن اگر یه نمره زیر ۱۸ داشته باشی سریع به والدین اطلاع میدن و اصلا هم این طور نیست که یکی با پول دادن نمره بگیره
حالا کار ندارم ولی دیگه سطح سخت گیری سمپاد و غیر انتفاعی رو مقلیسه نکن درسته که تور اروپایی ندارید ولی خیلی بهتون محل میزارن و امتحاناتتون هم از همه آسون تره
نظام آموز ش و پرورش کجا بوده دلتون خوش بچه من کتک خورد از مدیر به خاطر حجاب من و دختری که پدرش وکیل بود تازه با هم یک تیم شدند شکایت هم کردند آموزش و پرورش هم اصلا رسیدگی نکرد ریس حراست شیراز هم گفت برو هر غلطی می خواهی بکن